در حالی که رسانههای مستقل برای انتشار سادهترین اخبار ناچار به خرید اینترنت آزاد و تحمل هزینههای سنگین بودند، برخی رسانههای خاص بدون کوچکترین اختلال به اینترنت پایدار، زیرساخت مناسب و تمامی امکانات مورد نیاز دسترسی داشتند. این تفاوت فقط یک تبعیض فنی نبود؛ نشانهای آشکار از شکاف عمیقی بود که سالهاست میان رسانههای وابسته و رسانههای مستقل ایجاد شده است.
رسانههای کوچک و مستقل، که نه بودجههای کلان دارند و نه به جریانهای قدرت متصلاند، در این شرایط بیشترین آسیب را متحمل شدند. بسیاری از آنها علاوه بر افت شدید درآمد و کاهش دسترسی مخاطبان، حتی برای پرداخت هزینههای اولیه مانند حق بیمه کارکنان خود نیز با بحران مواجه شدند.
این در حالی است که رسانههای برخوردار، با استفاده از اینترنت بدون محدودیت و امکانات ویژه، نهتنها از بحران آسیب ندیدند بلکه سهم بیشتری از فضای رسانهای را در اختیار گرفتند. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز تضعیف عدالت رسانهای و حذف تدریجی صداهای مستقل نیست.
وقتی دسترسی به اینترنت، امکانات و زیرساختها بر اساس میزان نزدیکی به مراکز قدرت تقسیم میشود، دیگر نمیتوان از رقابت آزاد رسانهای سخن گفت. در چنین شرایطی رسانه مستقل، پیش از آنکه در میدان حرفهای شکست بخورد، زیر فشار تبعیض و نابرابری فرسوده میشود.
امروز مسئله فقط اینترنت نیست؛ مسئله بقای رسانههایی است که بدون رانت، بدون حمایتهای ویژه و تنها با اتکا به اعتماد مخاطبان فعالیت میکنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، آنچه از بین میرود فقط چند رسانه کوچک نیست؛ بلکه بخشی از تنوع، استقلال و صدای واقعی جامعه خاموش خواهد شد.

