گزارش تکان دهنده از تلنگرکتول ؛ خانواده ایی با ۴ معلول درعلی اباد کتول / پدر و مادر این ۴ معلول استمداد میطلبد/ در یکی از همین روزها برای یک کار اداری و شخصی به شهرستان علی اباد.کتول آمدم بر حسب اتفاق یکی از دوستان را که به خاطر کرونا چند سالی همدیگر را از نزدیک ندیده بودیم دیدم با استقبال گرم این دوست مواجه شدم پس از احوال پرسی به صرف چای دعوت شدیم، سر صحبت ما باز شد دوستم میدانست که این حقیر کار روزنامه نگاری میکنم وگاه گاهی مطالبی مینویسم و دوستان لطف دارند و در نشریات و سایتهای خبری خود منتقل میکنند مثل تلنگرکتول با اینکه نسبت به دوستان دیگر کمی عقب تر است اما به خوبی جایگاه هش را پیدا کرده / ببخشید از اصل موضوع بیرون رفتیم.
این دوست مان گفت یک سوژه خوب برات دارم که ارزش نوشتن داره تا شاید کمکی بشه وی اذعان داشت در همسایگی مان خانواده ایی زندگی میکند که ۴ فرزند معلول دارد و والدین این فرزندان معلول برای نگهداری فرزندان معلولشان که همگی از معلولیت ذهنی رنج میبرند با مشکلات عدیده ای روبرو هستند/
بلافاصله با دوستم به منزل انها رفتیم به محض ورود به ساختمان در یک اطاق کوچک ۳در ۴ چشمم به ۴ نفر معلول ذهنی افتاد که هر کدام در یک گوشه اطاق نشسته ویا خوابیده بودن وبا کسی هم کاری نداشتن برایشون فرقی نداشت که مهمان خودی امده یا غریبه / اصلان براشون تفاوتی نداشت روزنامه نگار باشی / همسایه باشی / مسئول/ در هر صورت نشستیم پای حرفها و درد دلهای پدر این خانواده
مادر این بچه ها تقریبا نابینا بود نمیتوانست بخوبی ببیند / هردو بالای ۶۰سال سن داشتند واز مشکلات خودشون با داشتن ۴ فرزندمعلول گفتن / هرچه زمان میگذشت شنیدن این همه درد و رنج برای من شنونده مشکل بود چه رسد به این پدر و مادر
از سختی ها ودشوارهای خودشون برایم تعریف میکردن/ پدر این خانواده از مشکلات خودشون برایم گفتن / سوال کردم آیا مسیولین مربوطه با شما همکاری دارند ؟ به گفته پدر این خانواده از ۴ فرزند معلول که تحت پوشش سازمان بهزیستی این شهرستان هستن فقط دونفر انها از کمک مستمری از سوی این. سازمان داده میشود که بسیار اندک است که از نوشتن مقدار آن شرم. میکنم واز ان صرفرنظر میکنم / پدر این فرزندان معلول. از همسر خود برایمان تعریف کرد گویا نسبت فامیلی نزدیکی باهم داشتن که به توجه به مدارک وتشخیص پزشکی عامل یا عاملیت معلول بدنیا امدن این فرزندان ازدواج فامیلی بوده است / در دل زیاد داشت از مسکن ، تغذیه و هر آنچه که یک انسان زنده احتیاج دارد ، ما گفته نماند که متر مسکونی آنها از نظر من با نیم ریشتر زلزله بر سرشان آور میشود .
خلاصه خداحافظی کردیم و رفتیم اما به خودم قول دادم در هر کجا که بتوانم مشکلات این عزیزان را بازگو کنم شاید گره ای از مشکلات آنها باز شود
مجالی نیست برای به چالش کشیدن عده ای / گفتم شاید تلنگری برایشان باشد

