به گزارش تلنگرکتول ؛ به نقل از ندای کتول ، ژانر جدیدی از نان به نرخ روز خوردن را در قالب حمایت از مردم نمایان ساخت که البته چندان دور انتظار نبود.جماعتی که اساساً سبک زندگی، نیازها، مسافرت ها، خوراک، پوشاک، دیدگاه ها و میزان دستمزد و یارانه های پنهانی که دریافت می کنند، با مردم عادی کف جامعه تفاوت های ماهوی عیانی دارد، امروز در پوشش حمایت از کدام مردم، ژست اپوزیسیونی به خود گرفته اند؟!
فرادی که بابت هر شب اجرا ۳۰ میلیون تومان یا به عبارت شفاف تر معادل ۴ ماه حقوق یک معلم دریافت کرده ، امروز خود را مدافع حقوق مردم می داند و در راستای حمایت از مردم عنوان کرده که هیچ فریمی از تصویرش در رسانه ملی پخش نشود!
فوتبالیستی که به سبب نپرداختن مالیات و بهره مندی آسان و بی حساب و کتاب از بیت المال به ثروت نجومی دست یافته ، امروز صحبت از نفهمیدن و دیر فهمیدن به میان می آورد!
قصد زیر سوال بردن هنر یا پایان دوران هنرمندی، ورزش، مجری گری و … هیچ هنرمند یا ورزشکاری مطرح نیست ولی بپذیریم گسترش چنین رویکردی در جامعه ماحصل سوء مدیریت، نخبه کشی و حصار عریض و طویلی است که در طول این سال ها به دور برخی ارگان ها به ویژه رسانه ملی کشیده ایم!
وقتی دوبلور پیشکسوت رسانه ملی در مصاحبه عنوان می کند که از ۴ سالگی وارد صدا و سیما شده است ولی در پاسخ به سوال خبرنگار در خصوص توصیه به جوانان عنوان می کند، علاقه مندان به این هنر تا فوق لیسانس نگرفته اند، به دوبلوری حتی فکر هم نکنند، باید عمق فاجعه را درک کرد!
در چنین شرایطی افرادی که ظرفیت یا شایستگی بزرگی ندارند و به کمک قاب جادویی به جایگاهی رسیده اند، دچار ماگلومانیا یا خود بزرگ بینی شده و به خود این اجازه را می دهند در تمام موضاعات مرتبط و غیر مرتبط با تخصص شان اظهار نظر کنند که در مقاطعی این اظهارات جامعه را دچار بی ثباتی می کند. البته حق هم دارند. وقتی با نمایش لاک ناخن پا یا نمایش پادری جدید منزل شان هزاران نفر به اظهار نظر و تعریف و تمجید از آنها می پردازند، بروز این دست توهمات اساساً طبیعی است. اما طرفه اینجاست این افراد که در بزنگاه های حساس با جهت یابی اشتباه و با اظهار نظرات اپوزیسیونی، کشف حجاب، تراشیدن مو، انتخاب پوشش های رنگی هدفمند و یا انتشار پست های براندازانه، عملاً موضعی ضد نظام و مردم در پیش می گیرند، چند صباح بعد از پایان غائله دوباره در قاب جادو.یی رسانه ملی ظاهر میشوند

