این پرسش زمانی جدیتر میشود که در گوشه و کنار استان، موضوعاتی درباره اختلاف یا ابهام در مرزهای گلستان با استانهای همجوار مطرح میشود؛ از دهنه زرینگل و محدوده شیرینآباد در جنوب گرفته تا محدوده پارک ملی گلستان در شرق و شبهجزیره میانکاله در غرب.
مسئله فقط یک خط روی نقشه نیست؛ مسئله، مالکیت و مدیریت سرزمین، منابع طبیعی، آب، محیطزیست، سرمایهگذاری و حتی آینده توسعه استان است.
در مورد شهرستان علیآبادکتول، موضوع دهنه زرینگل و شیرینآباد سالهاست محل مطالبه مردم و فعالان منطقه است. جالب آنکه در تصویبنامه هیئت وزیران در سال ۱۳۷۹، دهستان زرینگل با مرکزیت کردآباد و با ذکر روستاهایی از جمله شیرینآباد، سیاهرودبار و چینو، در تابعیت بخش مرکزی شهرستان علیآباد استان گلستان ایجاد شده است.
با این حال، گزارشها و مطالبات محلی در سالهای بعد نشان داده که مسئله مرز اداری و نحوه اعمال مدیریت در این مناطق همچنان محل مناقشه بوده است. حتی در سالهای گذشته، درباره انتقال آب از سرچشمههای زرینگل به سمت سمنان، موضوع «منطبق نبودن مرزهای سیاسی و جغرافیایی» و مشکلات ناشی از آن مطرح شده است.
این یعنی اگر قانون محدودهای را متعلق به گلستان میداند اما در عمل مدیریت، بهرهبرداری یا تصمیمگیری درباره منابع آن محل با ابهام مواجه باشد، باید پرسید: مشکل دقیقاً کجاست و چه دستگاهی مسئول پایان دادن به این وضعیت است؟
از سوی دیگر، در شرق استان نیز موضوع محدوده پارک ملی گلستان اهمیت ویژهای دارد. این پارک در محدوده سه استان گلستان، خراسان شمالی و سمنان قرار گرفته و همین موضوع ضرورت تعیین دقیق حدود مدیریتی و جغرافیایی را دوچندان میکند.
در غرب استان نیز سالها درباره مرز گلستان و مازندران در محدوده میانکاله بحث وجود داشته است. البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد: هیئت وزیران در سال ۱۳۹۲ خط مرزی شهرستان گلوگاه مازندران و بندرگز گلستان در منطقه شبهجزیره میانکاله را تعیین کرد و حتی چند نقطه را در تابعیت دهستان لیوان شرقی شهرستان بندرگز قرار داد.
پس سؤال امروز نباید صرفاً این باشد که «چه استانی چه چیزی را میخواهد؟»
سؤال اساسیتر این است:
آیا تمام مصوبات مربوط به مرزهای استان گلستان بهطور کامل، دقیق و میدانی اجرا و تثبیت شده است؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا هنوز در برخی مناطق شاهد طرح ادعا، اختلاف، مطالبه و ابهام هستیم؟
اگر پاسخ منفی است، چرا پس از نزدیک سه دهه هنوز تکلیف این موضوع بهصورت شفاف برای مردم اعلام نشده است؟
گلستان نباید در مرزهای خود غریبه باشد
وقتی درباره منابع طبیعی، جنگل، آب، تالاب و اراضی ملی سخن میگوییم، دیگر موضوع صرفاً یک اختلاف اداری میان دو فرمانداری یا دو استان نیست.
هر مترمربع از سرزمین میتواند با منابع آب، جنگل، گردشگری، محیطزیست، درآمدهای اقتصادی و آینده توسعه یک منطقه ارتباط داشته باشد.
به همین دلیل، مطالبه مردم گلستان نباید صرفاً دفاع احساسی از مرز استان باشد؛ بلکه باید مطالبهای مستند، حقوقی و مبتنی بر اسناد مصوب کشور باشد.
استانداری گلستان، وزارت کشور و دستگاههای مسئول باید یکبار برای همیشه نقشه دقیق و رسمی مرزهای استان را در اختیار افکار عمومی قرار دهند و مشخص کنند:
مرز قطعی گلستان با سمنان دقیقاً کجاست؟
مرز گلستان با خراسان شمالی در تمام نقاط چگونه تثبیت شده است؟
وضعیت مرز گلستان و مازندران در میانکاله و خلیج گرگان بر اساس آخرین مصوبات چیست؟
و مهمتر از همه:
کدام بخش از مرزهای مصوب تاکنون در میدان، در اسناد ثبتی و در مدیریت دستگاههای اجرایی بهطور کامل اجرا نشده است؟
این پرسشها نه علیه سمنان است، نه خراسان شمالی و نه مازندران.
مسئله، دفاع از حق قانونی و جغرافیایی استان گلستان است.
استانی که اگر قرار است برای توسعه، سرمایهگذاری، منابع طبیعی، آب و گردشگری برنامهریزی کند، ابتدا باید بداند دقیقاً چه سرزمینی در اختیار دارد و مسئولیت قانونی کدام محدوده بر عهده اوست.
بعد از حدود سی سال، دیگر زمان آن رسیده است که پرونده مرزهای گلستان از اتاق مکاتبات اداری خارج شود و با نقشه رسمی، سند قانونی، مختصات دقیق و گزارش شفاف به مردم تعیین تکلیف شود.
مردم گلستان حق دارند بدانند:
مرزهای استانشان کجاست؛ چه چیزی متعلق به گلستان است؛ چه چیزی نیست؛ و چرا هنوز درباره بخشی از این مرزها سؤال وجود دارد؟
این، مطالبه زیادهخواهی نیست؛
مطالبه شفافیت است.

