باسمه تعالی
السلام علیک یا روح الله، السلام علیک ایها العبد صالح، المطیع لله و لرسوله
بیانیه بسیج اساتید دانشگاه آزاد اسلامی بمناسبت سی و چهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام امام خمینی ره
در آستانه سالگرد قیام عاشورایی ۱۵ خرداد سال ۴۲ و سالروز ارتحال بنیانگذار فقید نظام جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، باید به آن حقیقتی رجوع کرد که این وقایع را معنا می بخشد. آنانی که سالها از آن مردِ بی نظیرِ تاریخ معاصر و از انقلابِ مردمی اش و از امتِ دلداده و عاشق او، کینه به دل داشته اند؛ این بار با خیالِ خام خود و با امید به نسلی که امام خمینی را ندیده بود و درست نشناخته بود و با مشابهت سازی نمادها و شعارهای انقلاب ۵۷ و با آرزوی تجزیه طلبی و براندازیِ جمهوری اسلامی، تلاش بسیار کردند تا بگویند؛ همه مشکلات و نابسامانی های جامعه، ناشی از انقلاب امام خمینی و نتیجهء تداومِ راه او هست و جز ارتجاع به گذشته سیاه (استبداد پهلوی و کاسه لیسی قدرتهای اجنبی) و عبور از آرمانهای انقلاب امام خمینی، راهکاری ارائه نکردند. پر واضح است، آنچه که موجب نابسامانی در جامعهء امروز ماست یا به خاطر جنگ ترکیبی و دشمنی های همه جانبه استکبار جهانی است یا بر اثر بروز و ظهور ابعاد مختلف اسلام آمریکایی. و از طرفی شاهدیم؛ دشمنان مستکبر خارجی، در چیره شدن بر ایران قوی، هر روز با بیانی تازه، ناتوانی شان را اعلام می کنند که این شرایط، تاییدی است بر این گفتار حکیمانه که: آخرین مقاتله ما نه با آمریکا که با اسلام آمریکایی است. وجود اشکالات و نابسامانی ها در جامعه اسلامی قابل انکار نیست چنانکه رهبر حکیم و فرزانه، امام خامنه ای در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، ضمن اذعان به وجود اشکالات، از نظریه انقلاب اسلامی دفاع می کند و به کارآمدی آن صحّه می گذارد و راه رفع نابسامانی ها را رجوع به آرمانها و مبانی مترقّی امام و انقلاب می داند و برای نسل جوان و با نشاط و پرانگیزه، خط امام و اسلام ناب و افق تمدن شکوهمند اسلامی را تبیین می نماید. اگر شهدایی همچون؛ حاج قاسم سلیمانی، در به حرکت آوردنِ جوانان پرشورِ امت اسلامی، بتوانند این همه نقش آفرینی نمایند؛ آرمانهای حضرت روح الله، که حاج قاسم های بسیاری را تربیت کرده و به امت اسلامی هدیه نموده، چه معجزه ای به پا خواهد کرد؟ اگر مکتب نورانیِ امام خمینی، که بر عقلانیت، معنویت و عدالت بنا شده و زاینده و تحوّل خواه است و از هرگونه جمود و تحجّر و ارتجاع به دور است، بر تشنگان حقیقت و نسل جوانِ پاک سرشت، عرضه شود به طور حتم، همان شور و حال سالهای دفاع مقدس و همان فتح الفتوح را می آفریند. بازخوانیِ مکتبِ امام راحل (ره)، به عنوان تنها علاج و نسخهء درمانِ امّت اسلامی، باید بیشتر و جدیتر از گذشته در دستور کار قرار گیرد. در انقلاب امام خمینی (ره)، اسلامِ کتاب و سنت، جایگزین اسلامِ خرافه و بدعت؛ اسلامِ جهاد و شهادت، جایگزین اسلامِ قعود و اسارت و ذلت؛ اسلامِ تعبّد و تعقّل، جایگزین اسلامِ التقاط و جهالت؛ اسلامِ دنیا و آخرت، جایگزین اسلامِ دنیاپرستی یا رهبانیت؛ اسلامِ علم و معرفت، جایگزین اسلامِ تحجّر و غفلت؛ اسلامِ دیانت و سیاست، جایگزین اسلامِ بیبندوباری و بیتفاوتی؛ اسلامِ قیام و عمل، جایگزین اسلامِ بیحالی و افسردگی؛ اسلامِ فرد و جامعه، جایگزین اسلامِ تشریفاتی و بیخاصیت؛ اسلامِ نجاتبخش محرومین، جایگزین اسلامِ بازیچهی دست قدرتها؛ و خلاصه اسلامِ ناب محمّدی (صلّیاللَّهعلیهوالهوسلّم)، جایگزین اسلامِ امریکایی گردید. البته برای شناساندن حقیقتِ مکتبِ این ابرمرد، باید اسلام ناب محمدی (ص) را درست شناخت و به آن برگشت. در اسلامِ نابی که امام خمینی کبیر (ره)، منادی آن بود؛ فرد و جامعه، معنویت و عقلانیت، پیشرفت و عدالت، شریعت و روزآمدی، علم و دین، عاطفه و قاطعیت؛ از هم جدا یا در تعارض نیستند. اسلام نابی که او معرفی می کند: اسلامِ عزت، اسلامِ عدل و قسط، اسلامِ فقرای دردمند، اسلامِ پابرهنگان، اسلامِ تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیتها؛ اسلامِ دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان؛ اسلامِ جهاد با دشمنان و سازشناپذیری با زورگویان و فتنهگران، اسلامِ کوبندۀ سرمایه داریِ مدرن و کمونیسمِ خون آشام؛ اسلامِ اخلاق و فضیلت و معنویت، اسلامِ توحید و وحدت بین امّت اسلامی، اسلامِ «و لن یجعل اللَّه للکافرین علی المؤمنین
سبیلا»، اسلامِ «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»، اسلام «و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء والأرض» است. و در نظر او، اسلام آمریکایی، فقط آن نیست که آمریکاپسند باشد، بلکه هر چیزی که خارج از این اسلامِ ناب باشد، اسلام آمریکائی است. اسلام سلطنتی؛ اسلام التقاطی، اسلام سرمایهداری، اسلام سوسیالیستی، اسلام متحجّرِ آمیخته با خرافات، اسلامِ تطبیق داده شدهی با اصول امریکایی و مورد نظر غربیها، اسلام در خدمت منافعِ قدرتهای استکباری و توجیهکنندهء اعمال آنها؛ اسلامِ انزوای اهل دین و نپرداختن آنان به امور مسلمین و سرنوشت ملتهای مسلمان؛، اسلامِ رفاه و تجمل، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، اسلام امریکایی: اسلام انسانهای بیدرد و بیسوزی که جز به خود و به رفاه حیوانی خود نمیاندیشند؛ خدا و دین را همچون سرمایهی تجار، وسیلهای برای زراندوزی یا قدرتطلبی میدانند و همهی آیات و روایاتی را که برخلاف میل و منفعتشان باشد، بیمحابا به زاویهی فراموشی میافکنند و یا وقیحانه تأویل میکنند. اسلام سلاطین و رؤسایی است که منافع ملتهای محروم و مظلوم خود را در آستانهی آلههی امریکایی و اروپایی قربان میکنند و در مقابل، به حمایت آنان برای ادامهی حکومت و قدرت ننگین خود چشم میدوزند؛ اسلام سرمایهدارانی است که برای تأمین سود خود، پا بر همهی فضیلتها و ارزشها میکوبند. وسیلهای برای جدا کردن بخش عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از مجموعهی دین و منحصر کردن دین به مسجد (به عنوان گوشهای برای جدا شدن از زندگی و جدا کردن دنیا و آخرت) و این اسلام امریکایی است که مردم را به دوری از سیاست و فهم و بحث و عمل سیاسی میخواند؛ ولی اسلام ناب محمّدی، سیاست را بخشی از دین و غیرقابل جدایی از آن میداند و همهی مسلمین را به درک و عمل سیاسی دعوت میکند؛ در نظر آن مبارز نستوه،؛ جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ ایمان و رذالت، از آدم تا ختم زندگی وجود دارد. و از نظر او: مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست؛ و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند. و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبّه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. در این دیدگاه: بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند. و ایشان می فرمایند: تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگانِ واقعی انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولیِ دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم. مسئولین نظام ایرانِ انقلابی باید بدانند که عده ای از خدا بیخبر، برای از بین بردنِ انقلاب، هر کس را که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فوراً او را «کمونیست» و «التقاطی» می خوانند. از این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید. ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطرۀ خون دفاع خواهیم کرد. • با بازخوانی مکتب امام خمینی (ره)، بنگرید نابسامانی ها و مشکلات اقتصادی و بی عدالتی و فسادهای تبعیض آمیز ناشی از چیست؟ مگر غیر این است که هنوز پس از سالها جنگ اقتصادی و تحریمهای ظالمانه، لیبرالهای اتوکشیده -که دیگر در اعلام مسلک لیبرالی خود ابایی ندارند- با نسخه های بازار آزاد رقابتی ولی خیالی که وجود خارجی ندارد، اسلام رفاه و تجمل را رواج می دهند و با مبارزه با فساد و احقاقِ حق محرومان و پابرهنگان و صاحبان اصلیِ انقلاب، با توجیهات به ظاهر عالمانه، مخالفت می نمایند؟ • از این گروه که انتظاری نداشتیم و نداریم، اما به همهء مدیران و مسولانِ نظام اسلامی، در این دورهء حساس پیچ تاریخی -که باید پایه های تمدن نوین اسلامی شکل گیرد- اکیداً توصیه می نماییم تا با پیراستن سیاستگذاری ها و تصمیمات، از افکار التقاطیِ لیبرال مسلکانی که هیچگاه به آرمان حضرت روح الله ایمان نیاوردند، طعم شیرینِ عدالت و پیشرفت را به ملت ستمدیده و مظلوم ایرانِ اسلامی بچشانند.
به امت دلدادهء امام بزرگوار، هم تاکید می نماییم؛ مقاومت ستودنی، شما در سالهای متمادی نتیجه داده و برخلاف سیاه نمایی های امپراطوری ابر رسانه ای غرب، انقلاب شکوهمند اسلامی توانسته، در عرصه های گوناگون از پیشرفتهای معجزه آسا، برخوردار گردد و از آنجاییکه تنها راه برطرف کردن نارسایی های موجود، بازگشت به مبانی اصولی حضرت امام ره هست، تا رسیدن به وضع مطلوب، مقاومت شما باید ادامه یابد. • از شوراهای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی و همه نهادهای ذیربط، انتظار می رود در جنگ تمام عیار فرهنگی و رسانه ای، با حفاظت از مرزهای هویتی این مرز و بوم، از نسل جوان و این ملت سختی کشیده صیانت نمایند و در جهاد کبیر، برای عدم کمترین تبعیتی از دشمن، ملت بزرگوار را یاری نمایند. • از همه مراکز علمی و نهادهای فرهنگی انتظار می رود، تا مبانی فکری حضرت امام خمینی ره و امام خامنه ای عزیز (مد ظله العالی) را عالمانه و هنرمندانه، برای همهء آحاد جامعه، به خصوص جوانانِ تشنهء حقیقت، بیان نمایند و در عرصهء جهاد تبیین، به وظیفهء خطیر خویش عمل نمایند. از عالمان مجاهد و روحانیان ربّانی، انتظار می رود تا با طرح عالمانهء نظریه مترقی ولایت مطلقه فقیه و مصادیق عینی اسلام آمریکایی، همگان را به وظایف شرعی و دینی خود آشنا نمایند. در پایان ما اساتید بسیجی در دانشگاه آزاد اسلامی، همپای ملت قهرمان ایران اسلامی با آرمانهای بلند حضرت روح الله و شهدای دلدادهء او تجدید میثاق می نماییم و با بیعت مجدد با رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی، پیمان می بندیم تا برای تحقق همهء آرمانهای اسلام ناب محمدی ص و مقدمه سازی ظهور منجی بشریت، حضرت مهدی موعود عج، از هیچ کوششی فروگذار ننماییم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
۱۳ خرداد ۱۴۰۲.

