این کانالها و گروهها، با ادعای داشتن «خبرنگار» در دورافتادهترین روستاها تا جزایر استراتژیک، تصویری از یک شبکه اطلاعاتیِ همهجانبه را از خود به نمایش میگذارند. اما واقعیت چیست؟ این ادعای حضور گسترده، اغلب یک «توهمِ اقتدار» است که با استفاده از عکسهای قدیمی، ویدیوهای تقطیع شده یا گزارشهای اغراقآمیز از صداهای مبهم (مثل ادعای شنیدن صدای انفجار در یک شهر)، ساخته میشود.
استراتژی اصلی این جریان، «تکرار و تنوع» است. آنها با انتشار دهها خبرِ جعلیِ بیاساس (مثل شلیکهای خیالی یا تحرکات نظامیِ مندرآوردی)، یک هدف بزرگ را دنبال میکنند: «عادیسازی اضطراب». وقتی مخاطب روزانه با دهها تیتر نگرانکننده مواجه میشود، دیگر قدرت تشخیصِ خبرِ واقعی از شایعه را از دست میدهد. در این میان، آنها هر صد خبرِ دروغ را با یک خبرِ واقعیِ کوچک (یا حتی تصادفی) ترکیب میکنند تا به مخاطب بگویند: «ما منبع خبریِ موثقی هستیم». این تکنیک، تلهای است برای جلب اعتمادِ کاذب.
هدف نهایی این نوع خبررسانیِ زرد، ایجادِ شکاف بین مردم و آرامشِ روانیشان است. در واقع، این کانالها نه «خبرنگار»، بلکه «تولیدکنندگانِ ترس» هستند که از کلیکها و بازدیدهای مردم در لحظات نگرانی، برای خود اعتبار و درآمد کسب میکنند.

