ابتدا با تشکر از آقای _حسین مزیدی_ برای دعوت به گروهِ خوب و متنوّع در آرایِ رنگارنگِ *تلنگرِ کتول* و نیز امید به اینکه در انتخاباتِ ریاست جمهوریِ پیشِ روی خردادِ ۱۴۰۳ – همانند انتخاباتِ مجلسِ شورای اسلامیِ اسفندِ ۱۴۰۲ – تلاشِمان هرچه بیشتر و پختهتر درجهتِ *رقابتها و رفاقتها* هم باشد.
و البته پیشتر با توکّل به خدا و نیز ذکر صلوات و فاتحهای برای شهدای سانحهی تلخِ سقوطِ بالگردِ شهید رئیسی و هیات همراه.
ب)اما بعد…
شک نیست که انتخاباتِ ریاست جمهوری با رقابتهای مجلس شورای اسلامی خیلی تفاوت دارد، و رنگ گرایشهای جناحی و البته مرزبندیهای حزبی در دومی بخصوص در منطقهی ما پررنگتر میباشد، پس طبیعی است که _خیلی از رفقای هوادارِ یک کاندیدای مجلس در انتخابات ریاست جمهوری رقیب هم و یا رقبای گذشته احتمالاً رفیق انتخاباتی هم شوند._
وجود ستادهای متعدد هم درصورت اجازهی قانونی نه تنها اشکالی ندارد بلکه نشان از شور و شوقِ انتخاباتی دارد، اما اگر این تعدّدِ اماکنِ ستادیِ افراد و گروهها خواسته و ناخواسته تحتِ تاثیرِ انتخابات مجلسِِ گذشته نشات گرفته باشد، به توسعهیافتگی اجتماعی و سیاسیِ منطقهی ما کمکی نخواهد کرد. بهخصوص که در منطقهی کوچک ما علاقههای قومیتی، صمیمتهای طایفهای، خویشاوندیهای نسبی و سببی، آشناییها، رفاقتها، دِینها، مرامِ جبرانِ محبتها و … گاهی گرایشهای جناحی و حزبی را درمینوردَد، چنانکه از انتخابات مجلس نهم با غالب شدن نگاه خطّ سومی درواقع جبهههای رقابتی از طرفی بیشتر درهم تنیده یا در سویی از هم گسیخته شد.
حال با این اوضاع به این انتخابات زودهنگام هم نگاهی داشته باشیم که انتظار میرود با ائتلاف سران اصولگرا _ چه کاندیداهایی کنار بروند یا به احتمال کم نامزد اصولگرایی هم ناز کند – رقابت دوضلعی خواهد شد و همه میدانیم اگرچه آقای _پورمحمدی_ تلاش دارد شگفتیسازِ ائتلافِ احتمالی در انتخابِ یار باشد اما به هرحال اصلاحطلبان یک گزینه بیشتر ندارند یعنی آقای *پزشکیان* و البته اصولگراها هم به نظر میرسد دوگزینهشان فعلاً اصلی دارند یعنی آقای *قالیباف و جلیلی* که _اولی بهروزتر نسبت به واقعیتهای جامعهی امروزی ایران و جهان ولی دومی اصولیتر به مبانی جناحشان میباشند._ و البته آقایان _زاکانی و قاضیزاده_ به رغمِ جلوهگریها کمتر جدّی گرفته میشوند.
حالا مشکلی که هوادارانِ غیرِ حزبیِ اصولگراها در انتخابشان دارند همین موضوع چندکاندیدایی است که نشان میدهد حتی منسجم و متحدترین جناح و احزابشان هم وقتی در شرایط قدرت – بخصوص با تسلط داشتن بر مجلس و دولت – باشند، بیشتر آسیبپذیر هستند و سطحِ تعاملات و تحملشان دچار چالش میشود، اگرچه بعید به نظر میرسد سرانِ راستِ سنّتی از پسِ این مشکل برنیایند،چون مهرههای قدرت همگی باید از شرایط آقای _احمدینژاد_ درس عبرت گرفته باشند که تکروی و خودخواستگیها عاقبتی جز حذف و انزوا ندارد و عاقبتش باید مثل ایشان آهنگِ “من مردِ تنهای شبم” را گوش کنند.
اما مشکلی که اصلاحطلبان دارند این است که سطح مشارکت آرای خاکستری بهخصوص نسل جوان چه میشود!؟ این گمانهزنیهای برخی رجالشان که اگر فلان درصدها سطح مشارکت باشد کدام بزرگوار رئیسجمهور میشود، هم نگرانیِ رجال اصلاحات را میرساند که آیا مثل انتخابات دوران آقایان _خاتمی و روحانی_ میتوانند با شعار تغییراتِ همهجانبه، سطح مشارکت را به نفع خود بالاتر ببرند؟
ج)دیگه چه خبر!؟
افتتاحِ ستادهای آقایان *پزشکیان، جلیلی و قالیباف* در علیآبادِ کتول از جهاتی جلوههای خودش را داشت؛ از خبرِ دوستادیِ اصلاحطلبانِ هوادارِ آقای پزشکیان که در انتخاباتِ مجلس و ریاست جمهوریِ گذشته دچار فاصله شده بودند، تا حضورِ چندی پیشِ این کاندیدای محترم در خُلیندَرِ کتول و انتخابِ میزبان به ریاستِ ستادی قطعاً جلوه، خبرسازیِ جالبی و جلبِ توجهها را به این ستاد داده است؛ اگرچه با سخنرانی آقای بهزادیان(=ریاست ستاد مرکزی آقای پزشکیان در استان گلستان) در افتتاح ستاد مرکزی و نیز انتصاب آقای *علمشاهی* و _ملکحسینی_ به عنوان رئیس و نائب رئیس ستاد و نیز شرکت دو گروه در این افتتاحیه (علیآبادِ کتول،شنبه ۲۶خرداد ۱۴۰۳) برای رسیدن به هدف مشترکِ احتمالاً رفتهرفته دلها و صندلیهای این کهنهکارهای اصلاحات به هم نزدکتر میشود.
ستاد آقای جلیلی با مسوولیت آقای سردار *دنکوب* و حضور رقبای مجلسی نیز جلوهی خودش را داشت که ایشان سابقهی پرانرژی و مهمی را در کارنامهی خودشان هم در دوران دفاع مقدس و هم در مدیریتهای پس از جنگ داشتهاند.
اما خبر رئیس ستادیِ آقای *گرگیج* هم در ستادِ آقای قالیباف جالب بود که ایشان چهرهای شناخته شده در عالم مدیریت، اقتصاد و سیاست بودهاند که وقتی تکلیف ائتلافهای کاندیداهای ریاست جمهوری مشخص شود بیشتر به ستادهای پابرجا خواهیم پرداخت….
(ادامه دارد)
علیآبادِ کتول، ۳۰خرداد ۱۴۰۳
عباس فرهادی (کنشگرِ اجتماعی)

