✍️ حسین مزیدی ؛ مدیرمسئول تلنگر کتول
از هر زاویهای که به ماجرای این ۱۲ روز نگاه کنیم، نمیتوان فداکاری، صبوری و هوشیاری مردم را انکار کرد. آنان در شرایطی به صحنه آمدند که بسیاری از زیرساختهای رفاهی، اعتماد عمومی، و سرمایه اجتماعی آسیبدیده بود. با این حال، وقتی پای خاک و حیثیت ملی در میان بود، مرز اختلافهای جناحی و طبقاتی فرو ریخت.
اما این یادداشت قصد ندارد در موج احساسات گم شود. وظیفه ما، اکنون، نه صرفاً تمجید، که تبیین و تحلیل صادقانه است. باید بپرسیم:
چرا در روزهای نخست، پدافند کشور تا این حد آسیبپذیر نشان داد؟
چرا پرواز پرندههای متخاصم از غرب تا مرکز، اینچنین گسترده ممکن شد؟
و مهمتر، در حالی که ملت در صحنه بودند، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کجا ایستاده بودند؟
اشتباه است اگر پرسشگری را با خیانت اشتباه بگیریم. نقد منصفانه، نه از سر دشمنی که برای پیشگیری از تکرار فاجعه است. اینکه چرا در سالهای اخیر بیش از آنکه در فکر اقتدار دفاعی باشیم، دغدغهمان نوع پوشش یا کنترل فضای فرهنگی بوده، پرسشی است که نمیتوان از کنار آن عبور کرد.
در این میان، برخی بهدرستی از ناکارآمدیهای مدیریتی گلایه میکنند. اما باید مراقب بود که نقد، به افراط جناحی تبدیل نشود. نه اصولگرایی پاسخ همهچیز را دارد، و نه اصلاحطلبی معصوم از خطا بوده است. هر دو جریان، سهم خود را در شکلگیری شرایط فعلی دارند.
از سوی دیگر، باید به قدرت بازدارنده دفاع موشکی کشور نیز اذعان کرد. اگر امروز امنیتی نسبی برقرار شده، مرهون تلاش نخبگان و شهیدانی است که در خلوت، برای نقطهزنی و فناوری بومی جنگیدند. اما این نیز کافی نیست. موشک کافی نیست اگر عدالت نداشته باشیم. نقطهزنی کافی نیست اگر صدای مردم نشنیده بماند.
امنیت، مفهومی صرفاً نظامی نیست. امنیت، زمانی پایدار میشود که مردم، احساس مشارکت، عزت و رفاه کنند. ما امروز نیازمند بازتعریف سیاست دفاعی، بر اساس دانش بومی، شفافیت مدیریتی، و پاسخگویی صادقانه هستیم.
در پایان باید گفت:
بله، مردم پیروز این میدان بودند؛ اما اگر قرار باشد پیروزیشان فقط در تیترها بماند و در تصمیمگیریها دیده نشود، این سرمایه اجتماعی دیر یا زود فرسوده خواهد شد.
جنگ پایان یافت، اما آزمون پاسخگویی، شجاعت در پذیرش ضعفها، و بازسازی اعتماد ملی تازه آغاز شده است.

