بسیاری از منتقدان امروز، همان حامیان دیروزند؛ گروههایی که پس از روی کار آمدن دولت جدید، با حمایت از انتصاب دکتر طهماسبی، به دنبال تثبیت نفوذ خود در ساختار اجرایی استان بودند. اما آنچه این روزها آنان را به واکنش واداشته، چیزی نیست جز ایستادگی استاندار در برابر فشارها برای انتصابات سفارشی و خارج از قاعده.
در این میان، سکوت دکتر طهماسبی و عدم واکنش رسمی به این موج رسانهای، بهدرستی این پیام را به جامعه منتقل میکند:
استاندار گلستان اهل معامله نیست.
او بنا ندارد استانداری را به محل چانهزنی سیاسی یا تریبون تحقق خواستههای محفلی تبدیل کند. این سکوت نه از سر ضعف، بلکه نشان از تسلط، اعتماد به نفس و بینیازی از ورود به بازیهای سطحی رسانهای است.
نقد، یک حق است؛ اما فشار برای انتصاب، نه! در شرایطی که فضای کشور برای گفتوگو و نقد باز است، طبیعیست که مسئولان در معرض پرسش قرار گیرند. اما باید خط قرمزی قائل شد میان «نقد دلسوزانه» با «فشار سازمانیافته برای منافع شخصی و گروهی».
فضای مجازی، اگرچه فرصت بیان دیدگاههاست، اما نباید به تریبونی برای تسویهحسابها، شایعهسازی و تضعیف مشروعیت مدیران خدوم و مستقل تبدیل شود.
استان گلستان در آستانه یک بزنگاه مهم قرار دارد؛ انتخاب میان تداوم مسیر عقلانیت و استقلال مدیریتی یا بازگشت به چرخه معیوب سهمخواهی و بیثباتی.
دکتر طهماسبی با اتکا به شایستهسالاری، صداقت و ایستادگی بر اصول، نشان داده که از جنس مدیرانی نیست که با فشار میتوان آنها را وادار به عقبنشینی کرد.
حمایت نخبگان، رسانههای مسئول و مردم آگاه، تضمینی است برای موفقیت چنین رویکردی/

